خاطرات من
داستان قهرمان بودن.🦸♂️
سلام من محمد امین برجی هستم. من می خواهم برایتان داستان قهرمان بودن را توضیح بدهم. یک روز یک قهرمانی وجود داشت که جون همه مردم را نجات می داد یعنی یکی تسادف کرد و اون قهرمان جون اون مرد را نجات داد. یک روز یک خونه ای آتیش گرفت و اون قهرمان جون اون مردم را نجات داد همیشه مردم آشق اون قهرمان بودن و همش به او می گفتند قهرمان چون جون همه مردم را نجات می داد من هم به او می گفتم قهرمان. چند روز بعد خونه ما آتیش گرفت و او قهرمان اول جون خانواده من را نجات داد و بعد جون من را نجات داد ما همیشه به او می گیم و اون دیگه با ما خداحافظی کرد و از شهر ما رفت. ما هیچ وقت او را یادمون نمیره چون اون یک قهرمانه.
تمام.